خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





مردم نگاری بافق ، دنباله ی نخلکاری و دنگ خونه


    زمان باردهي:گرچه هسته هر نوع خرما بكارند بارآن از همان نوع خرما خواهد بود ، ولي  زمان باردهي بستگي به زمين دارد  حتي در يك كرت يك نخل  درده سالگي به بار مي نشيند  يكي هم قد مي كشد وبالا وبالا تر مي رودو باري نمي دهد، يكي نر مي شود  وديگري ماده ، بااين حال اگر جاي آن تنگ نباشد حتي در مواردي كه محصولي نمي دهد  آن را قطع نمي كنند زيرا استفاده نخل تنها  به محصول آن نيست  بلكه تمام أجزاء آن  بخصوص دربخش صنايع دستي قابل استفاده وبسيارمفيد است در 4  ، 5 سال اخير كشت قلمه اي نيز رايج شده است ، اما چون بعد از غرس قلمه در زمين آن كشاورزي مي كنند و موقع آبياري محصول،آب درسيس وگلوي قلمه مي رود و آن را خشك مي كند ، استقبال چنداني  از اين نوع كشت به عمل نيامده است ، بااين حال طرح كشت آن ادامه دارد و براساس مطالعات انجام شده  قلمه ی نخل برازجان با آب و هوا ي بافق سازگار است

    دنگ خونه

    اکبر مارا به دیدن "دنگ خونه" dengxuna)) برد که دستگاهی شبیه پادنگ است که درشمال با آن برنج می کوبند در این جا با آن ارزن می کوبیده اند اسکلت آن الواری به طول 4 متر بود که از وسط زبانه هایی در بدنه ی آن نصب کرده بودند آن را میان چاله ای به عمق  5/ 1 متر و طول آن برابر با طول تنه بود در داخل دو شاخه های به نام "کویجک" (kavijak ) که در دو دیوار طرفین چاله قرار داشت نصب شده بود به این چاله قبر می گفتند درسر تنه ی اصلی قطعه چوبی به طول یک متر تعبیه شده بود که از یک طرف با سنگ دستاس که به آن آشو (âšu) می گویند به تنه متصل بود ( سنگ دستاس برای سنگین شدن سر تنه گذاشته بودند )در نوک چوب که دسته نام داشت حلقه برنده نصب شده بود که حدو د 2 سانتیمتر جلوتر از سر دسته بود به طوری که سر دسته یک حفره ی دایر ه شکل تشکیل می داد این قسمت "حفنه" (hafna) نام داشت  درمقابل چاله اصلی یا به اصطلاح قبر چاله ی کوچک دیگری ی بود که درواقع هاون چوبی که از چوب سنجد تراشیده در زمین تعبیه کرده بودند  ارزن را دراین گود ال چوبی می ریختند  وقتی دنگ را آزاد می کردند سنگینی "آشو"  سر آن را به پایین می کشید درمجاورت چاله سه پله وجود داشت که یک نفر بالای پله ی اول می ایستاد وقتیسر دنگ پایین بود می پرید روی آن می ایستاد تاسنگین تر شده با سرعت بیشتری به ارزن ها برخورد کند در همین فاصله دو نفر دیگر که درانتهای چاله ایستاده بودند با پرش و گذاشتن یک پا روی قسمت انتهایی دنگ آن را به بالا می کشیدند البته در این فاصله نفری که روی سر دنگ ایستاده بود به پایین می جهید  این عمل با سرعت باید تکرار می شد تا دنگ با حرکات متوالی و موزون روی ارزن ها کوبیده شده  و پوست آن ها جدا شود این آدم ها برای هم آهنگ کردن حرکاتشان کلمات موزونی تکرار می کردند که در واقع آوای کار بود اکبر می گفت با آنکه نابینا بوده درجوانی کارش پریدن روی دنگ بوده است کاری که برای یک آدم بینا هم کار مشکل و پر مخاطره ای است . با اکبر خداحافظی کردیم و به شهر باز گشتیم  


    این مطلب تا کنون 11 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : چاله ,قلمه ,ارزن ,دسته ,چوبی ,بودند ,زمان باردهي ,
    مردم نگاری بافق ، دنباله ی نخلکاری و دنگ خونه

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده